آه ، باران ریشه در اعماق اقیانوس دارد – شاید - این گیسو پریشان کرده بید وحشی باران . یا ، نه ، دریایی است گویی ، واژگونه ، بر فراز شهر ، شهر سوگواران . هر زمانی که فرو می بارد از حد بیش ریشه در من می دواند پرسشی پیگیر ، با تشویش : رنگ این شب های وحشت را تواند شست آیا از دل یاران ؟
در سمت توام دلم باران ، دستم باران دهانم باران ، چشمم باران روزم را با بندگی تو پا گشا می کنم ... هر اذانی که می وزد پنجره ها باز می شوند یاد تو کوران می کند ... هر اسم تو را که صدا می زنم ماه در دهانم هزار تکه می شود
چترها را باید بست زیر باران باید رفت فکر را خاطره را زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید برد عشق را زیر باران باید جست زیر باران باید خوابید زیر باران باید بازی کرد زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت زندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی کردن در حوضچه "اکنون" است رخت ها را بکنیم آب در یک قدمی است
زير باران بيا قدم بزنيم حرف نشنيده اي به هم بزنيم نو بگوييم و نو بينديشيم عادت كهنه را به هم بزنيم و زباران كمي بياموزيم كه بباريم و حرف كم بزنيم كم بباريم اگر، ولي همه جا عالمي را به چهره نم بزنيم چتر را تا كنيم و خيس شويم لحظه اي پشت پا به غم بزنيم سخن از عشق خود بخود زيباست سخن عاشقانه اي به هم بزنيم قلم زندگي به دست دل است زندگي را بيا رقم بزنيم
«سالكم» قطره ها در انتظار تواند زير باران بيا قدم بزنيم
خداوندا! یاد گرفتم که هرگز از مردمان دنیایم آزرده خاطر نباشم هرگز غمی از آنان به دل نگیرم... بر کسی خورده نگیرم و بیهوده نیز نکوشم بر اصلاح کسی... بسیارند مردمی که وقتی باران می بارد میگویند: "هوا دوباره بد است"
تبادل لینک
هوشمند برای
تبادل لینک
ابتدا ما را با
عنوان رویایی
که برای رویا
دارم در رویا
مانده و
آدرس
royavaman.LXB.ir لینک نمایید
سپس مشخصات
لینک خود را در
زیر نوشته . در
صورت وجود لینک
ما در سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.